ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
41
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
از رباط و يك سر اين رباط بر سر اين عضله بيوسته است و ديكر سر رباط بر سر آن استخوان كى از بيوند فروسوتر « 1 » است مثلا جنانك آن عضله كمر كتف را بركشد بسوى برسو بر بيلك برنهاده است « 2 » و وتر اين عضله بر سر استخوان بازو برنهاده است و آن عضله كمر « 3 » بيوند ارنجه را بجنباند بر استخوان بازو نهاده است « 4 » و وتر وى بر استخوان ساعد و آن عضله كمر بشت دست را بجنباند « 5 » بر ساعد نهاذه است و وتر وى بر استخون بشت دست و مرين عضله را قوّت آن آمذه است كخويشتن « 6 » اندر كشد و كوتاه كند بسوى اصل خويش تا وتر را بكشد « 7 » و با خويشتن ببرد و وتر آن استخوان را كبر وى نهاذه آمذه است « 8 » بكشد و بجنبانذ بسوى عضله و آن اندام بجنبد ( f . 35 ) بدان سو كه آن عضله نهاذه آمذه بوذ و حال همه بيوندها بدين قياس بايد [ داشتن ] « 9 » و بدين تدبير ايزد سبحانه « 10 » و تعالى جنبان كرد تنهاء آدميان را و تنهاى « 10 » همه جانوران را بحركات كلى و حركات جزوى فتبارك اللّه احسن الخالقين . فى ذكر العظام « 11 » و « 12 » عدد استخوانها بشمار دويست و جهل و هشت باره استخوانست و من بدان اندازه كى ترا به كار آيذ ياذ كنم وز « 13 » سر آغاز كنم . نخست كاسهى سرست كى ورا بتازى « 14 » قحف خوانند و برين قحف بنج درزست يكى بر بيش سر
--> ( 1 ) - ف : فرو سويين . ( 2 ) - ف : برنهاده آمذست ( 3 ) - ف : « مر » ندارد ( 4 ) - ف : برنهاده است ( 5 ) - ف : بجنبانذ ( 6 ) - ف : را ( 7 ) - ب ه : و كوتاه كند ، صح ( 8 ) - ف : نهاذه است ( 9 ) - از « ف » و « م » افزوده شد . ( 10 - 10 ) - ف : جنبان كرد تنهاء آدميان و تنهاى ( 11 ) - ف : باب فى ذكر العظام و عددها ( 12 ) - ف : « و » ندارد ( 13 ) - ف : و از ( 14 ) - ف : كه بتازى ورا